تبليغاتX
تفلسف‌های یک فیلسوف جوان

1- عصر آخرین روز 86 که تازه کارهای معمول شب عیدی رو تمام کرده بودم، داشتم لباس‌هام رو اتو می‌زدم و طبق معمول تلویزیون هم برای خال نبودن عریضه روشن بود. اتفاقا شبکه سه برنامه‌ای نشان می‌داد که حدود یک ساعت نحوه تولید تیتراژ فیلمی از دیوید فینچر را نشان می‌داد. همینطور که گوشم به تلویزیون و و چشمم به اتو بود یک لحظه احساس کردم چیزی شنیدم که یه جاییش می‌لنگید! صدای نریتور (Narrator) بود که می‌گفت فیلم «اتاق امن»... هر چی مرور کردم اسم فیلم برام آشنا نبود، نشستم و چند دقیقه‌ای نگاه کردم برنامه رو: اسم کارگردان که دیوید فینچر بود؛ اسم جودی فاستر هم که هست؛ این هم که فارست ویتاکره! خدای من، اینجا هم که نوشته: Panic Room! مات و مبهوت مانده بودم که چطور «اتاق وحشت» به «اتاق امن» ترجمه شده است!

2- اما داغ دلم وقتی تازه‌تر شد که دیشب دیدم کانال MBC Action داره فیلم گلادیاتور رو پخش می‌کنه! نشستم تا آخرش رو دیدم. توی فیلم پلانی هست که ماکسیموس قرار است با یه گلادیاتور دیگه تک به تک مبارزه کنه (همونجایی که ببرها رو رها می‌کنند توی میدان!) طبق معمول مبارزات گلادیاتورها باید اول با این عبارت به سزار درود بفرستند:

We who are to die, salute you!

یعنی: «ما که در آستانه مرگیم، بر تو درود می‌فرستیم.»

فکر می‌کنید امور محترم دوبلاژ صدا و سیما این جمله رو چی ترجمه کرده بود؟! هیچ وقت اینقدر تعجب نکرده بودم:

«به تو که در آستانه مرگی، درود می‌فرستیم!»  

3- امروز سر سفره ناهار باز طبق همان روال معمول تلویزیون روشن بود و هنرنمایی عموپورنگ... بعد از چند دقیقه یه کارتونی شروع شد به این شکل: «امور دوبلاژ صدا و سیما تقدیم می‌کند... "خانواده بزرگ"...» این دفعه یکی از گوشهام به تلویزیون بود و هر دو چشمم به سفره (و یک گوشم هم البته به عیال مکرمه!). خانواده آقا فیل کاراکتر فیلم Large Family نام داشتند که امور محترم دوبلاژ در تمام طول فیلم آنرا بر خلاف تیتراژ کذایی «خانواده لارج» ترجمه کرده بود!

4- تصمیم دارم تو فرصتهای نداشته‌ی ایام عید کمی توی فیلمها دقیق بشم که مطمئنم زیاد از این لطایف خواهم یافت. چرا که پیشتر از اینها زیاد مصادیقش رو پیدا کرده‌ام!

+ نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط Feelosopher |