تبليغاتX
تفلسف‌های یک فیلسوف جوان

...

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط Feelosopher |

مبحث حجاب از موضوعاتی است که بسیار در مورد آن صحبت شده است و شاید بسیاری از حرفها به ورطه تکرار و کلیشه شدن افتاده باشند. اما نکته در اینجاست که می‌توان گفت تقریبا در تمامی موارد، بحث بر سر فلسفه وجودی حجاب بوده است و سعی شده است تا ضرورت آن نشان داده شده و اثبات گردد. چیزی که شاید تاکنون به حد کفایت به آن پرداخته نشده باشد، میزان و حدود و ثغور حجاب است. علیرغم کلیت آیات قرآن در این زمینه، در این گونه مباحثات میزان و مقدار پوشش و انواع آن بحث نشده و یا به صورتی بدیهی نگاهی گذرا به آن شده است.

...

فراموش نکنید که بحث بر سر میزان حجاب است، نه فلسفه وجودی آن. مد نظر ما کسانی‌اند که به لزوم حجاب وقوف کافی دارند. اما این دانش به حجاب می‌تواند مشکل‌ساز باشد؛ آنگاه که این دانش، خود به حجابی بدل شود و انسان را از سیر و سلوک متوقف کند. حجابی که آنرا حجاب اکبر خوانده‌اند! جالب است که برای رسیدن به آن حجاب درست، می‌بایست این حجاب‌ها را از بین برد و به بینش حقیقی در مورد حجاب رسید. (شاید بتوان گفت که باید دید حجاب، چه چیز را پوشانده است تا صحت و سقم و حد و حدود آن برایمان معلوم شود)

...

«دخترم! آفات زیاد بر سر راه است. هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد که هر یک حجابی است که اگر از آنها نگذریم، به اول قدم سلوک الی الله نرسیدیم...» ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط Feelosopher |

ریحانه عزیزم! رضوانه جانم!

...سلام بر همه دخترانم.

سالیان سال، سوالاتی از این دست، ذهنم را اشغال کرده بود که:

چرا من از شنیدن خبر تولد دختران خوشحال‌تر می‌شوم تا پسران؟

چرا من از کودکی با خواهرانم مانوس‌تر بودم تا با تنها برادرم که بسیار هم عزیز است و او را با دنیا عوض نمی‌کنم.

چرا نگاه غمگین دختران کوچک، دلم را می‌لرزاند و تبسم شیرینشان روحم را به وجد می‌آورد؟

چرا بغض کودکانه دخترکان و لب برچیدنشان مرا بی‌تاب می‌کند و گریه‌شان امانم را می‌برد.

چرا بزرگ‌ترین فاجعه عالم برای من کتک خوردن دختران است؟

چرا انحراف و ابتذال دختران و زنان بسیار بیش از گمراهی پسران و مردان، جانم را می‌گدازد و روحم را تخریب می‌کند؟

...

در حالی که به اعتقاد من برابری با مردان، اصلا برای جنس مونث ارتقا نیست، تنزل از آسمان به سطح زمین است.

این کسانی که مدعی دفاع از حقوق زنانند، زن باشند یا مرد، فرقی نمی‌کند، اغلب در جهل مرکب به سر می‌برند. نه زن را می‌شناسند و نه مرد را.

اگر می‌فهمیدند که اصل و وجود و ماهیت زن چیست و از کجاست و آسمان پرواز او چه بیکرانند و عظمت دارد هرگز زن را تا سطح عملگی در بازار دنیا تنزل نمی‌دادند و اعتلا و ارتقای او را برابری با مردان نمی‌شمردند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 9:45 قبل از ظهر توسط Feelosopher |

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

 

البته این که «آدم آورد» از نظر عارف یک نقصی است که مقدمه کمال است؛ یک عصیانی است که منجر به مغفرت و توبه و بازگشت می‌شود. اصلا کمال آدم در عصیان بود ولی نه در عصیان از آن جهت که عصیان است. عصیان اگر عصیان باشد و متوقف باشد، آن نزول است و انحطاط و سقوط، ولی اگر منجر به توبه و بازگشت شود، آن کمال است.

 

عرفان حافظ، استاد شهید مرتضی مطهری، ص ۱۳۷

 

 

* چند روز بعد از نوشتن مطلب «آزادگی و عصیان»، کتاب عرفان حافظ شهید مطهری را شروع کردم که اواخرش به این مطلب برخورد کردم. بهتر دیدم که نوشته ایشان را هم بیاورم.

+ نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط Feelosopher |